طراحي باغ ايراني
ب)تقارن
تقارن يکي از اصول طراحي به شمار مي رود که در دوران باستان در بسياري از بناهاي عمومي و مذهبي به کار رفته است. اصل تقارن را مي توان کامل ترين شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه هاي زيبا شناسي از لحاظ ايستايي نيز همواره مورد توجه بوده است. در باغ هاي ايراني به وفور از اين اصل استفاده شده است. کوشک هاي ساخته شده متقارن بوده و بر روي محور يا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرينه سازي را مي توان در محورهاي اصلي ديد. در محور اصلي حتي درختان، درختچه ها و گل ها نيز قرينه کاشته شده اند. باغ هاي مستطيلي بسته به مکان قرار گيري کوشک، يک يا دو محور تقارن و پلان هاي مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.
ج ) مرکزيت
يکي از امور مهم در ترکيب و سازمان دهي عناصر در بسياري از فضاهاي معماري مرکزيت است و غالبا براي تاکيد به مهم ترين قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمي گيرد. اصل مرکزيت بيشتر در کوشک ها ديده ميشود. خصوصا کوشک هايي با طرح هشت بهشت. اين اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود مي باشد.
د) ريتم
به معني تکرار موزون ساده يا پيچيده يک عنصر يا پديده در يک اثر هنري است. منظور از تکرار موزون پيچيده، تکرار چند عنصر يا مجموعه به نحوي است که درک روابط و قانونمندي هاي حاکم بر آنها به مشاهده دقيق و عميق نياز دارد.
اين اصل در مواردي جوابگوي نياز عملکردي مي باشد همچون حجره هاي يک مدرسه يا کاروانسرا ، وگاهي بر آورده کننده نياز زيبايي شناختي است از لحاظ بصري منظري ظريف و خوشايند پديد آورد. (سلطان زاده ????)
در باغ ايراني اين اصل را مي توان در ديواره هاي حاشيه باغ، ديواره هاي صفحه بندي حاصل از زمينهاي شيب دار و حتي در کفسازي ها مشاهده مي شود.
ه) استقلال و تشخيص فضاها
در معماري ايراني همه فضاها داراي استقلال و متشخص اند و هيچ فضايي منفي يا مانده از فضاي ديگر نيست.
اين ويژگي که به نظر مي رسد گاهي با واقعيت هاي کارکردي در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونههاي ارزشمند معماري ايران است. درباغ ايراني نيز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هويتي به نمايش مي گذارند.بطوريکه حتي فاصله ميان دو فضاي مستقل، خود عرصه اي کامل به شمار ميآيدکه واجد تعريف ، هويت و عملکرد مستقل مي باشد.
و)تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
باغ ايراني در عين وحدت در خطوط کلي، هندسه و مصالح اجرايي، داراي تنوع فضايي بي نظيري است.تنوع فضايي باغ با تعريف فضاهاي مستقل از هم از طريق محدودسازي، تنظيم فاصله ديد، بهره گيري از اشکال کامل هندسي، طرح کاشت، ترکيب بندي هاي متفاوت از گونه هاي گياهي، کارکردهاي فضايي آب، بهره گيري از مصالح و امثال آن نمود پيدا ميکند. محورهاي اصلي، محورهاي فرعي، کرتها، انواع حوض ها و فضاهاي ساخته شده با نوع بسيار زيادي که ارائه مي دهند نشان از يک نظم و وحدت سازي در کليت باغ مي دهند.
ز)طبيعت گرايي و بهره گيري از منظر
فرهنگ ايراني انسان را جدا از طبيعت نمي بيند بلکه او را همراه باساير عناصر طبيعت و جزء لا ينفک آن و دل سپردن به طبيعت و استفاده از مناظر طبيعي را علاوه بر اينکه پي بردن به آيات و نشانه هاي خدا مي بيند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمي مي داند. از اين رو معماري و هنر ايران به شدت طبيعت گراست. اين اصل در باغ ايراني سبب بوجود آمدن فضاهاي نيمه باز مانند ايوان و کوشک شده است که حد فاصل و پيوند دهنده فضاي طبيعت (حياط يا منظره باغ) و بخش ساخته شده مي باشد. وجود فضاي دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبيعت در باغ ايراني يک قاعده است، در نتيجه باغ ايراني فضايي عارفانه و شاعرانه براي تامل به شمار مي رود. وجود چشم اندازهاي عميق و باز در محورها و مسيرهاي اصلي باغ، عدم وجود موانع بصري و هدف دار بودن اين مسيرها (رسيدن به فضاي ساخته شده يا يک نشانه بصري) بر طبيعت گرايي بيشتر صحه ميگذارد.
در نهايت ويژگي هاي مشترک باغ هاي ايراني را مي توان اين گونه بر شمرد
- تقسيم باغ غالبا به چهار بخش
- استفاده از خطوط راست در طراحي
- وجود يک کوشک يا بنا در مرکز يا بلندترين قسمت باغ
- استفاده از يک جوي اصلي
- استفاده از استخرهاي وسيع به عنوان آينه و زيبايي چشم انداز مقابل کوشک
- رابط نزديک با طبيعت
- کاشت درخت ميوه در قسمت بزرگي از باغ
- فقدان فضاي سبز بيهوده و ...
منبع:پايان نامه کارشناسي ارشد معماري، دانشکده هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران،
تقارن يکي از اصول طراحي به شمار مي رود که در دوران باستان در بسياري از بناهاي عمومي و مذهبي به کار رفته است. اصل تقارن را مي توان کامل ترين شکل تعادل به شمار آورد که علاوه بر جنبه هاي زيبا شناسي از لحاظ ايستايي نيز همواره مورد توجه بوده است. در باغ هاي ايراني به وفور از اين اصل استفاده شده است. کوشک هاي ساخته شده متقارن بوده و بر روي محور يا مرکز تقارن واقع اند. اوج قرينه سازي را مي توان در محورهاي اصلي ديد. در محور اصلي حتي درختان، درختچه ها و گل ها نيز قرينه کاشته شده اند. باغ هاي مستطيلي بسته به مکان قرار گيري کوشک، يک يا دو محور تقارن و پلان هاي مربع اغلب چهار محور تقارن دارند.
ج ) مرکزيت
يکي از امور مهم در ترکيب و سازمان دهي عناصر در بسياري از فضاهاي معماري مرکزيت است و غالبا براي تاکيد به مهم ترين قسمت مجموعه مورد استفاده قرارمي گيرد. اصل مرکزيت بيشتر در کوشک ها ديده ميشود. خصوصا کوشک هايي با طرح هشت بهشت. اين اصل در پلان مربع با وجود کوشک در محل تقاطع محور ها، در اوج خود مي باشد.
د) ريتم
به معني تکرار موزون ساده يا پيچيده يک عنصر يا پديده در يک اثر هنري است. منظور از تکرار موزون پيچيده، تکرار چند عنصر يا مجموعه به نحوي است که درک روابط و قانونمندي هاي حاکم بر آنها به مشاهده دقيق و عميق نياز دارد.
اين اصل در مواردي جوابگوي نياز عملکردي مي باشد همچون حجره هاي يک مدرسه يا کاروانسرا ، وگاهي بر آورده کننده نياز زيبايي شناختي است از لحاظ بصري منظري ظريف و خوشايند پديد آورد. (سلطان زاده ????)
در باغ ايراني اين اصل را مي توان در ديواره هاي حاشيه باغ، ديواره هاي صفحه بندي حاصل از زمينهاي شيب دار و حتي در کفسازي ها مشاهده مي شود.
ه) استقلال و تشخيص فضاها
در معماري ايراني همه فضاها داراي استقلال و متشخص اند و هيچ فضايي منفي يا مانده از فضاي ديگر نيست.
اين ويژگي که به نظر مي رسد گاهي با واقعيت هاي کارکردي در تعارض باشد از اصول مراعات شده در نمونههاي ارزشمند معماري ايران است. درباغ ايراني نيز همه فضاها اعم از ساخته و ساخته نشده ، از خود هويتي به نمايش مي گذارند.بطوريکه حتي فاصله ميان دو فضاي مستقل، خود عرصه اي کامل به شمار ميآيدکه واجد تعريف ، هويت و عملکرد مستقل مي باشد.
و)تنوع در وحدت، وحدت در تنوع
باغ ايراني در عين وحدت در خطوط کلي، هندسه و مصالح اجرايي، داراي تنوع فضايي بي نظيري است.تنوع فضايي باغ با تعريف فضاهاي مستقل از هم از طريق محدودسازي، تنظيم فاصله ديد، بهره گيري از اشکال کامل هندسي، طرح کاشت، ترکيب بندي هاي متفاوت از گونه هاي گياهي، کارکردهاي فضايي آب، بهره گيري از مصالح و امثال آن نمود پيدا ميکند. محورهاي اصلي، محورهاي فرعي، کرتها، انواع حوض ها و فضاهاي ساخته شده با نوع بسيار زيادي که ارائه مي دهند نشان از يک نظم و وحدت سازي در کليت باغ مي دهند.
ز)طبيعت گرايي و بهره گيري از منظر
فرهنگ ايراني انسان را جدا از طبيعت نمي بيند بلکه او را همراه باساير عناصر طبيعت و جزء لا ينفک آن و دل سپردن به طبيعت و استفاده از مناظر طبيعي را علاوه بر اينکه پي بردن به آيات و نشانه هاي خدا مي بيند، موجب حظ بصر و نشاط روان آدمي مي داند. از اين رو معماري و هنر ايران به شدت طبيعت گراست. اين اصل در باغ ايراني سبب بوجود آمدن فضاهاي نيمه باز مانند ايوان و کوشک شده است که حد فاصل و پيوند دهنده فضاي طبيعت (حياط يا منظره باغ) و بخش ساخته شده مي باشد. وجود فضاي دنج و خلوت و پناه بردن به گوشه طبيعت در باغ ايراني يک قاعده است، در نتيجه باغ ايراني فضايي عارفانه و شاعرانه براي تامل به شمار مي رود. وجود چشم اندازهاي عميق و باز در محورها و مسيرهاي اصلي باغ، عدم وجود موانع بصري و هدف دار بودن اين مسيرها (رسيدن به فضاي ساخته شده يا يک نشانه بصري) بر طبيعت گرايي بيشتر صحه ميگذارد.
در نهايت ويژگي هاي مشترک باغ هاي ايراني را مي توان اين گونه بر شمرد
- تقسيم باغ غالبا به چهار بخش
- استفاده از خطوط راست در طراحي
- وجود يک کوشک يا بنا در مرکز يا بلندترين قسمت باغ
- استفاده از يک جوي اصلي
- استفاده از استخرهاي وسيع به عنوان آينه و زيبايي چشم انداز مقابل کوشک
- رابط نزديک با طبيعت
- کاشت درخت ميوه در قسمت بزرگي از باغ
- فقدان فضاي سبز بيهوده و ...
منبع:پايان نامه کارشناسي ارشد معماري، دانشکده هنرهاي زيبا، دانشگاه تهران،
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ ساعت 14:16 توسط اعضای انجمن سبز
|